بشقاب

 

 

با دوبشقاب شروع کردیم.آغاز زندگی و کوهی مشکل.

 

رز و نازنین ، نیامده رفتند و ما را تنها گذاشتند.

 

پسر  و دختر بعدی با ما مانده اند. زمان گذشت

 

دانشگاه رفتند و پس از مشغول به کار شدن،

 

اول  ازدواج پسر  و امروز روز تولد دخترم است

 

که ازدواجش را هم امروز   گرفتیم. امیدوارم

 

خوشبخت بشود ، وما دوباره دو بشقاب روی

 

سفره داریم.

 

/ 15 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ســــــاز زندگــــــی

خوشبختی یعنی اشتیاقِ دیدنِ چشمهایِ منتظر و یک : خسته نباشید از زبانِ کسی که با فکرش تمامِ مسیر را میان بُر زده ای زندگی یعنی اگر امروز خنده هایش کم رنگ شد تو بجایِ او بخندی تا خدا فردایتان را رنگین کمانی کند ..

مریم

چه عالی ..عاقبت بخیر بشوند ..و چه خوبتر که هنوز با دو بشقاب سر میز با هم مینشینید ............

سمانه

اون یکی وبلاگم سلام داره خدمتتون[قهقهه] ادرس رو نوشتم ممنون که سر می زنید راستی منظور پستتونو نفهمیدم منظورتون بچه های خودتون هستند یا کلا باپدر و مادران[لبخند]

ستایش

جالب بود...[لبخند][لبخند]

پویا

دو نفره موندن رو عشقه [گل]

پویا

اما داغ فرزند هیچ وقت تمومی نداره با هیچ دلخوشی هم فراموش نمیشه [ناراحت]

ریحانه

تبریک اقا وحید .برای استقلال دخترتون .فرصت بیشتر برای با همسر بودن هم ادم رو یاد اول زندگی می اندازه .