خاطره

 

 

 

یک دفعه طوفانی سهمگین همه جا رو می گیره

 

و سال ها آدم گرفتار می شه بعد خودش خود بخود

 

حل می شه و اون همه سختی فقط یه خاطره می شه

 

به همین سادگی.ولی غباری برچهره و عمر رفته

 

می مونه.

 

 

/ 9 نظر / 18 بازدید
سمانه

من الان وسط یکی از این طوفانهای زندگی هستم.

یه دوست

باد وزیدن گرفت ، ابری سیه آمد ابرها باهم شدند ، اشک بارید گرفت اشکها باهم شدن سیل خروشیدن گرفت رقیب نامروت یار از من گرفت[ناراحت]

ستایش

تموم میشه خاطره میشه به چه قیمتی چنتار مو سفید چین و چروکی بر چهره واز دست دادن نشاط جوانی به همین سادگی

پویا

مضمون که تو باشی شعرا، خانه نشینند شعری که تو را وصف کند، غیر مجاز است «مهدی نور قربانی» [گل]

محمد

ممنونم که سرزدید.. واقعا طوفانی به پا میشه وبا گذشت زمان آرام میشه..باید صبر یاد بگیریم..که ایستادگی کنیم وامیدوار به زندگی بیندیشیم..برای خیلی از ما آدمها پیش آمده..یه بحران..یه.............که گذشت زمان حلش میکنه..

sama

این نیز میگذررررره میگذررررره

علی

قلمتون سبز وپایدار

پرچین خاطره

هر شروع، از پایانی تلخ تر خبر میدهد آنچه میماند مشتی خاطره است که هر روز کمرنگ تر میشود کمی بی خوابی؛ اندکی اندوه هجوم خاطرات خوش و ناخوش احساس عمیق تنهایی سالها میگذرد و تو به اتفاق، از کوچه پس کوچه های خاطراتت میگذری بی هیچ اندوه یا یادی

نور.نیاز.نگاشته

درختان را دوست دارم، چه عاشقانه گذر فصلهای زندگی را، بر خود پذیرا میشوند.. هر فصلی زیبایی خود را دارد، وما چه مصمم در پذیرفتن فصلهای زندگی خویش هستیم…! هرگز هیچ روز زندگیت را سرزنش نکن! روز خوب به تو شادی میدهد..! روز بد به تو تجربه، و بدترین روز به تو درس میدهد…![گل]