تریلی

 

 

شاگرد شوفر که باشی و تو جاده خاکی

 

با یه تریلی از جنگ جهانی دوم مونده.

 

بعد جنگ دوم جاده ها هنوز آسفالت نشده

 

دنده دو  که می ره سه  تو یه چاله می افته

 

باز دنده ی دو .  تو بیابون،لاستیک هم که 

 

پنچر بشه این جنگنده ی پیر ، پمپ باد نداره.

 

با تلمبه تو سرمای بیست درجه زیر صفر

 

تیوپ رو باد کنی بعد این که  با پتک لاستیک

 

رو از رینگ عوض کردی، وقتی می رسی قهوه

 

خونه ی چن کیلومتر بالاتر ، کنار بخاری که

 

وایسادی می بینی ، دستت از سرما کبود شده.

 

 

/ 12 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرنگیس

ارزش بودنت را !!! همیشه... از اندیشه ی یک لحظه نبودنت میتوان فهمید [گل][قلب][گل]

باران

سلام من عاشق این ماشین بزرگ ها هستم ولی نمیدونستم خراب شدنشون هم مکافاته [زبان]

پویا

داشتم از این شهر می رفتم صدایم کردی جا ماندم از کشتی سفید آرزوها که رفت و غرق شد سپاسگزارم از تو اما این فقط می تواند یک قصه باشد در این شهر دود و آهن دریا کجا بود که من بخواهم سوار کشتی شوم و تو صدایم کنی می خواهم بگویم نجاتم دادی تا اسیرم کنی من با کنایه حرف می زنم ! رسول یونان [گل]

به لحظه های من بیا....

سوال هر روز باب اسفنجی از پاتریک: ؟؟.... ﺑﺎﺏ ﺍﺳﻔﻨﺠﻰ : ﺩﺭ ﭼﻪ ﺭﻭﺯﻯ ﻫﺴﺘﻴﻢ؟ ﭘﺎﺗﺮﻳﻚ : ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺑﺎﺏ ﺍﺳﻔﻨﺠﯽ : ﺍﻭﻩ ... ﺭﻭﺯ ﻣﻮﺭﺩ ﻋﻼﻗﻪ من. ??این فلسفه ساده زندگي است??

بیگانه

سلام.متن شرح حال خودت بود؟[تعجب]