مخاطب خاص ندارد

 

 

 

حرف هایی را که اینجا نگفته ام

 

به حساب تو

 

بقیه اش را ، نگفته بخوان

 

وقتی مخاطب خاصم نیستی

 

 

/ 7 نظر / 26 بازدید
پرومته

حرف های زندانی در کلمات را خودت آزاد بکن.

پویا

برای غواصانی که دست بسته زنده به گور شدند نه سودای مروارید به سرمان بود نه صیدِ پریانِ دریایی که می گفتند بوسه هاشان انسان را عمرِ جاودانی می دهد. آماده ی مُردن در دلِ دریاها بودیم بر صخره های فرش شده با مرجان و صدف و شالی از رنگین کمانِ ماهی ها دور گردن هامان. گرهِ این مشت های استخوان شده شهادتِ شهامتمانند وقتی شانه به شانه ی هم در گودالی بودیم و زمینِ زیرِ پامان از نزدیک شدن لودرها می لرزید. ما را نمی شود در این تابوت های کوچکٍ چوبی جا داد. ما موج های زنده ی اَروندیم که با هیچ قطعنامه ای آرام نمی گیریم. // یغما گلرویی [گل]

عاطفه

ممنون که سر میزنید...ممنونننننننننن

عاطفه

خیلی حس قشنگیه وقتی یه دوست فاب داشته باشی که همیشه حواسش بهت باشه ، به یادت باشه ، نگرانت بشه و دوست داشته باشه … مرســـی که هستی دوستِ من …

عاطفه

زندگی با همه تلخیاش یه درس خوب بهم داد اونم اینه که رفیق اونی نیست که باهاش خوشی، رفیق اونیه که بدون اون داغونی !

فاطمه

مخاطب خاص آن نیست که مرتب نظر بگذارد مخاطب خاص است که هروز نفسی از وبلاگت بکشد شاید درد های نوشته شده ات نیمی از درد های او هم باشد