رانندگی

 

 

 

 

از جمله نوستالوژی هام از نوجوانی

 

تا حالا، اینه که دستبند چرمم رو ببندم

 

فرمون رو یه دسته بگیرم، با کف دست

 

دو دور بچرخونم و گازش رو بگیرم. شب

 

هایی که جاده خلوته، 160 تا رو پر کنم.

 

گاهی فرمون رو دو انگشته بگیرم. دوستی

 

رو با خودم، همراه کنم که عشق لاتی کشتش

 

کلن عشقالاتیه ، عاشق ماشین سواری. می گم :

 

توبیا بشین. می گه: تو برونی من نگا کنم، لذتش

 

بیشتره. با کف دست، وقتی فرمون رو می گردونم

 

و دست بند چرمیم روکه پوشیدم ، می بینه عشق

 

 می کنه. می گه : گاز بده نترس! شب وجاده ی

 

 خلوت و شده مثه رالی. به یه پیچ می رسیم، تو

 

 تو جاده ی اشترینان به بروجرد که یه پیچش مثه

 

 پیچ های جاده چالوسه. یه دفه ازکنار، نصف کاپوت

 

 جلو،  تا وسط رادیاتور، می ره زیر گاری هجده چرخ

 

 داد می زنه : فرار کن. محکم می زنه رو دستم وفرمون

 

 رو نیم دور درجا، با سرعت بالایی که می رم به سمت

 

 راست می گردونه. گلگیر سمت چپ، گیر می کنه به

 

 زیر تریلی و کنده می شه و پرت می شه وسط جاده.

 

 بوق ممتد ماشینا. توکسری از ثانیه، فرمون رو برمی گردونم.

 

یه ماشین پلیس، کمین کرده، نگه همون می داره و به عنوان

 

 راننده ی حادثه ساز جریمه می کنه و ماشین پارکینگ می ره.

 

 می گه" پسرجون  گندت بزنم  تو تو جوونیت بهتر از اینا

 

می روندی.

 

 

 

 

/ 10 نظر / 28 بازدید
سورمه

اینجوری که شما و دوستتون رفتین زیر تریلی ، "قاب عکس خالی " پخش میشده تو ماشین،بدون شک!!

سورمه

با پراید اینقدر سرعت میرفتین؟؟؟[تعجب]

سها

می دونم برنمی گردی ولی خب ای کاش میشد ------ کاش می شد اینو به س می گفتم

صبیره

سلام خوبه که پلیس نگهتون داشته گفته بزنید کنار.... وگرنه فک نکنم... با این اوضاعی که تعریف کردید زنده میموندید...!!! ادرس وبتون رو در قسمت نظرات وبم که وارد کردید، کلیک میزنم میگه اشتباست....

حورا

[زبان]

پگاه معافی

خوبه پلیس نگهتون داشت

پری

[تعجب][خرخون][متفکر]

جودی

منم عاشق رانندگی بودم ولی هیچ وقت یادش نگرفتم ولی سرعت رو دوست ندارم خطرناکه حالمو بد می کنه

پری

عجب فانتزی ای!!!