موتور

 

 

 

موتور سواری که

 

خیابان را خلاف می گذراند

 

به سرنشین پشت سرش گفت:

 

چرا ماشین ها اشتباه می  آیند؟

 

و نمی دانست که راه همان است

 

که از سرچشمه به پایین می ریزد

 

وحید53

 

 

 

/ 9 نظر / 26 بازدید
رها

این دیگه خیلی شوت تشریف داشته

زرین قلم

خدایــا می بینی؟! جور خوب ماندن را؟ جور زندگی کردن را؟ آخر! چگونه در آغوش بگیرم این همه دلتنگی را؟

شادی

اگر عمر دوباره داشتم سبکتر سفر میکردم وقت بهار زودتر پابرهنه راه میرفتم و وقت خزان دیرتر به این لذت خاتمه میدادم از مدرسه بیشتر جیم میشدم گلوله های کاغذی بیشتری به معلمهایم پرتاب میکردم دیرتر به رختخواب میرفتم و میخوابیدم بیشتر عاشق میشدم پایکوبی و دست افشانی بیشتری میکردم

وای از وقتی که کسی خودش را به خواب زده باشد برای هر کاری تو جیهی دارد

پویا

کاش تا دل میگرفت و میشکست دوست می آمد کنارش می نشست! کاش میشد روی هر رنگین کمان می نوشتم "مهربان "با من بمان!!! کاش می شد قلب ها آباد بود کینه و غم ها به دست باد بود کاش می شد دل فراموشی نداشت نم نم باران هم آغوشی نداشت کاش می شد کاش های زندگی تا شود در پشت قاب بندگی کاش میشد کاش ها مهمان شوند درمیان غصه ها پنهان شوند کاش می شد آسمان غمگین نبود رد پای کینه ها رنگین نبود نیما یوشیج[گل]

عاطفه

آدمیــــــــــــزادست دیگـــــــر گاهی دلش میخواهـد ... بی حوصلهـ باشد ... گاهی خوشحــــــــــال ...گاهی ناراحـــــــــــت ... گاهی عــــاشق ... گاهی دل گرقتـــــــهـ ... گاهی با حال بد ... حالی که نهـ خودش و نهـ دیگرانش بداننــد چرا خوب نیست ... و قضـــــــــاوت نابه جا کننــــــد دیگرانش ... آدمیزادســــــــت دیگر گاهی دلش می شکند ... !!! ... گاهی محتاج یک شانهـ برای گریهـ میشود ... تا ببارد هرچهـ را که دست تقــــــــدیر به دستـــــــش داده ... آدمیــــــــــــزادست دیگــــــــــر ... گاهی خوب گاهی بد ...!

پرچین خاطره

درگیریهای فکری زندگی، گاهی وقتا چه کارها که نمیکنه