ای آلوده تر از آلوده تر از آلوده

 

 

 

 

حضرت سعدی می فرماید:

 

نیک باشی و بدت گویند خلق

 

به که بد باشی و نیکت بینند.

 

خدا، به او  گمان نیکو برده، ومردم نیز

 

 فاضل و وارسته واندیشمند و شاعرش

 

پنداشته اند. اما روزی که رازها، آشکار

 

  می شود، همه خواهند فهمید، درپس

 

 این ظاهر موجه،  زشت خویی دیو

 

سیرت، نهفته.  درغگو وخیانت کار، پر

 

از وسوسه های شیطانی همچون راسپوتین.

 

روزی خرگوش پزشک،  به پرنده ی بیماری

 

گفت : برای خوب شدنت باید درآبی شنا کنی

 

که آلوده نباشد پرنده رفت و پرواز کرد،

 

همه ی آ ب ها و برکه های قلمرو پروازش

 

  را آلوده دید. جایی نبود که رد پایی از زشتی

 

 و پلشتی به جا نگذاشته باشد. آری فروغ فرخزاد

 

 می گفت:توهیچ گاه جلو نرفتی، تو فرورفتی.

 

هم چون فضیل عیاض، حالت توبه در او

 

 هویدا  نگشته، و همچنان اصرار به گناه.

 

 اما از موهبت خدای تعالی هیچ وقت نا امید

 

 نگشته بود. روزی یکی از همراهان به او

 

هشدار داد: اگر همه بدانند این قدرپلیدی و

 

 و پلشتی در وجودت هست، چه می شود؟

 

  خود در میان دوستان رفت و پرده از باطن

 

 کثیفش برداشت. آنچه که بود را گفت. جملگی

 

پراکنده گشتند و برخی ماندند.

 

هیچ کافر را به خواری منگرید

 

در مسلمان گشتنش باشد امید

 

 

/ 6 نظر / 17 بازدید
سرنا وثوقی

رازها آشکار می شوند حرف و حدیث و... می روند و تنها یکی می ماند که دلش بازهم طوفانی است و تو چه سبزی آن روز

قضاوت فقط از ان خداست

صبیره

سلام این متن تمامش از نوشته های شعرای دیگه هست؟ یا نوشته های خودتون رو با نوشته های دیگران به این صورت نوشتید؟!

صبیره

شــمــس تــبـــریــزي ای اشک آهسته بریز غم زیاد است ای شمع آهسته بسوز شب دراز است امروز کسی محرم اسرار کسی نیست ما تجربه کردیم کسی یار کسی نیست هر مرد شتر دار اویس قرنی نیست هر شیشۀ گلرنگ عقیق یمنی نیست هر سنگ و گلی گوهر نایاب نگردد هراحمد و محمود رسول مدنی نیست بر مرده دلان پند مده خویش نیازار زیرا که ابوجهل مسلمان شدنی نیست خشنود نشو دشمن اگر کرد محبت خندیدن جلاد ز شیرین‌ سخنی نیست جایی که برادر به برادر نکند رحم بیگانه برای تو برادر شدنی نیست ...

رزا

سلام [گل] اپم //[گل]