نویسنده: وحید 53
تاریخ: ۱۳٩۱/۱۱/۸

باز هم این سر درد لعنتی

اشک مچاله شده

خنده ی مزمن یک بیمار روانی

روانه شدن به سیاه چاله ی عقده های مبهم

دوباره می سرایم

پیاده گز می کنم

در تنگ جاده ای باشیب دور زدن ممنوع

تاخاک برجسدم ریزند

:

چهل ساله که مرده به دنیا اومدم

وسوت قطار

من رو به خوفناک ترین

جزیره ی مرگ می بره

برچسب ها:
ابزارک های وبلاگ
قالب وبلاگ

RSS